ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

156

تاريخ گيلان ( فارسى )

و چند نفر از خواص ايشان كه برهم‌زن دولت اين سلسله بودند ، به درجات فنا و فوات رسيدند . ذو الفقار خان ، به اتفاق لشكريان خود به گوراب گسكر رفته ، و به منازل اميرهء گسكر فرود آمده ، حسب الفرمان ، حكومت گسكر به ذو الفقار خان مقرر گشت و سپه‌سالارى گسكر و توابع حسب الحكم به ميرزاى طالش تفويض رفت . و فرهاد خان كمرسعى در جستجوى على خان بسته ، در اين باب ملازمان را تهديدات و ترهيبات مىفرمود . تا آنكه به توفيق الهى على خان و كامران كه متحير و سرگردان ، از خانهء مستك نام زرمخى بيرون آمده ، به قريهء مرگى ، به باغ شخصى اندرون رفته بودند ، حيدر بيك - يساول خاصه - و جمعى از لشكريان ، ايشان را تعاقب نموده ، على خان دستگير سر پنجهء تقدير مىشود . و گرفتارى كامران و داستان محاربهء او على حده گزارش صحيفهء بيان خواهد شد . چون خبر گرفتارى على خان ، در اردوى فرهاد خان اشتهار و انتشار يافت ، سواران بسيار ، به اسپان باد رفتار برق كردار سوار شده ، به طلب على خان مىشتافتند و اغلب اين جماعت بدان موضع رسيده و على خان را سوار كرده ، به خدمت فرهاد خان آوردند . و فرهاد خان در حضور اكابر و اعيان گيلانات وى را عارضهء عتاب و خطاب ساخته ، فرمود كه چون خلاف عهد و ميثاق نموده ، با مرشد كامل مخالفت كرده‌اى ، على از شما بيزار است ، شما را عمر بيك لقب داديم . و امر نمود كه ساعتى تخته كلاه بر سرش نهادند ، و بعد از آن زنجير كرده ، به على قلى بيك ايشك آقاسى كه فرهاد خان از لاهجان به رسالت